دوستان خوبم سلام ، یک روز دیگه مونده تا سیزده به در .. !!
خوبه یادی کنیم از محسن چاووشی عزیزم با ترانه من خود آن سیزدهم ...
اون سال قرار بود اولین آلبوم انتشاری بعداز" آلبوم متاسفم" که با کم لطفی یکی از نارفیق های اون دوران (آقای م - ی ) لو رفته بود ... یعنی همین "سیزده " نام اون موقع آلبوم محسن چاووشی بود که بعدها به نام "من خود آن سیزدهم" تغییر یافت ... ببخشید منو فقط خواستم درد دلی کرده باشم از اون دوران کنار دوست مشترک من و محسن چاووشی عزیز یعنی فرزاد متینی نژاد که در اون سال ها دوستان، اورا به نام فرزاد متین می شناختند …
اون سال محسن عزیز دو بیتی از این شعر که براتون گذاشتم با رنگ سبز مشخص کردم رو برای تمام دوستانش اس ام اس کرد و ما به این باور بودیم که حتما این آلبوم اولین آلبوم انتشاری از این خواننده محبوبه ، گوشی به گوشی به دست هواداران و دوستدارانش رسوندیم...
بگدریم!!
یه پیام برای محسن عزیزم ... شهرت عالیه !! خیلی ازهوادارن و دوستانی که هرگز آتهارو نه دیدی و نه صداشون رو شنیدی برای رسیدنت به این مقام که صدرصد لیاقتش رو داشته وداری در کنارت بودن ،با بغضت گریه کردن و با شنیدن صدات شاد شدن ... لطفا دست از گوشه گیری بردار و بیشتر به میون مردمت بیا ... با یک کنسرت دل ما رو با خودت ببر ... باز دلبری کن ... همین
لظفا برای خواندن غزل من خود آن سیزدهم از استاد شهربار
به روی ادامه مطلب کلیک کنید
یار و هم سر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در امروز ز شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
...
زندگی تعداد نفس ها نیست
زندگی تعداد لبخند های کسانیست که دوستشان داریم
✘⇇آرامشـــــی که الان دارمــــــــــــ⇉✔⇣
⇩♨مدیــــــــــون♨⇩
‡♞مخاطبــــــــــــــــ خاصی هستمــــ♘‡
✘که ندارمـــــــــ✘
عطری نجیب می وزد از واژه های من...
هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو...
بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات...
باشد که بی بهانه شود در کنار تو...
جایی که عشق نیز دچار تو می شود...
از من عجیب نیست شوم بی قرار تو...
ممنون ک بهم سر زدی
سلام صمیمی
.
به دیدنم بیا چشم در راهم
.
ارادتمند همیشگی ... مونا
بسیارزیبا بود
برای چی نگران هستین ؟؟؟ فقط یک چیز هست که ارزش نگران بودن داره : سلامتی
اگه سلامتی هستین که خوب جای نگرانی نداره
اما اگر بیمار هستین ،دو حالت داره :
یا حالتون خوب میشه ، یا میمیرین .
اگه خوب شدین که خوب دیگه جای نگرانی نداره
ولی اگر مردنی باشین، باز دو حالت داره :
یا میرین بهشت ،یا میرین جهنم .
اگه برین بهشت که خوب دیگه جای نگرانی نداره .
اکا اگر برین جهنم ، اونقدر سرتون با ( دست دادن با دوستهایی قدیمی ) گرم میشه که دیگه وقتی برای نگران بودن ندارین !
پس واسه چی نگرانین ؟؟؟ ....
سلام..
من خودم اقای چاووشی رو دوس دارم و تقربا بیشتر اهنگاشو گوش میدم ان شاالله که سلامت باشن و همیشه کاراشون پر فروش باشه..
سال خوبی داشته باشید..
هر روز ساعت دلم را عقب می کشم
تا خیال کنم ، دیر نکرده ای هنوز …
تو را نه عاشقانه
و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش می کشم
عدل مگر نه آن است که هر چیزی سر جای خودش باشد !