از خلاصه ی روز های انتظار،
میدانم …
حوصله به خرج نمی دهی تا تمامی حرفهایم را بشنوی !
فقط این را میگویم :
دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است …
که اگر ببینی شاید نشناسی !
.
.
... همین
دوستان خوبم سلام ، یک روز دیگه مونده تا سیزده به در .. !!
خوبه یادی کنیم از محسن چاووشی عزیزم با ترانه من خود آن سیزدهم ... اون سال قرار بود اولین آلبوم انتشاری بعداز" آلبوم متاسفم" که با کم لطفی یکی از نارفیق های اون دوران (آقای م - ی ) لو رفته بود ... یعنی همین "سیزده " نام اون موقع آلبوم محسن چاووشی بود که بعدها به نام "من خود آن سیزدهم" تغییر یافت ... ببخشید منو فقط خواستم درد دلی کرده باشم از اون دوران کنار دوست مشترک من و محسن چاووشی عزیز یعنی فرزاد متینی نژاد که در اون سال ها دوستان، اورا به نام فرزاد متین می شناختند … اون سال محسن عزیز دو بیتی از این شعر که براتون گذاشتم با رنگ سبز مشخص کردم رو برای تمام دوستانش اس ام اس کرد و ما به این باور بودیم که حتما این آلبوم اولین آلبوم انتشاری از این خواننده محبوبه ، گوشی به گوشی به دست هواداران و دوستدارانش رسوندیم... بگدریم!! یه پیام برای محسن عزیزم ... شهرت عالیه !! خیلی ازهوادارن و دوستانی که هرگز آتهارو نه دیدی و نه صداشون رو شنیدی برای رسیدنت به این مقام که صدرصد لیاقتش رو داشته وداری در کنارت بودن ،با بغضت گریه کردن و با شنیدن صدات شاد شدن ... لطفا دست از گوشه گیری بردار و بیشتر به میون مردمت بیا ... با یک کنسرت دل ما رو با خودت ببر ... باز دلبری کن ... همین لظفا برای خواندن غزل من خود آن سیزدهم از استاد شهربار به روی ادامه مطلب کلیک کنید