سخن دوست

دل نوشته

سخن دوست

دل نوشته

بیهوده تلاش نکن ...

 

 alired

 

بیهوده تلاش نکن ...

پاره کردن نامه ها !! 

سوزاندن عکس ها ...

انکار آنچه بین ما بوده ... !! 

بازهم نمی تواند !

 راهی باشد برای ... 

محو کردن لحظه هایی که ...

کنارهم از احساسمان ساخته ایم ...!!

.

همین...

نظرات 3 + ارسال نظر
نیره پنج‌شنبه 14 اسفند 1393 ساعت 01:46

فریدون مشیری:

عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،


تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا ؟


تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،

بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی......


گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی آغاز ؟
از آن چشمِ گنه کار ؟
از آن لحظه ی دیدار ؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را تنگ در آغوش بگیرم...☝

صحبت از فاصله نیست !
صحبت از مهر و وفاست ...
شاید این فاصله ها ...
محک عاطفه هاست.

sepideh یکشنبه 3 اسفند 1393 ساعت 00:30 http://absprg.blogfa.com

(♥_♥)
<|||||||>
_| |_
قشنگ بود

sepideh شنبه 2 اسفند 1393 ساعت 12:59 http://absprg.blogfa.com

لایک...
بسیار زیبا...
مرسی از دعوتتون...

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.